نبرد پرشدن انبارها؛ تغییر دکترین جنگی واشنگتن در میدان رویارویی
به گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم، تداوم درگیریهای نظامی، فرسایش شدید انبارهای مهمات استراتژیک و ورود گسترده تسلیحات ارزانقیمت، ساختار سازمان رزم ارتش آمریکا را وادار به تغییر کرده است. در نبردهای فرسایشی مدرن، بزرگی ذخایر در روزهای آغازین دیگر تضمینکننده برتری نیست؛ بلکه مولفه حیاتی، سرعت چرخه جایگزینی تسلیحات در صنایع دفاعی است.
در همین راستا، وزارت جنگ آمریکا در هشتم مهر ۱۴۰۵ رسماً از تشکیل «فرماندهی جنگ خودمختار» بهعنوان دوازدهمین فرماندهی رزمی این کشور خبر داد؛ اقدامی کمسابقه از سال ۱۳۹۸ که با هدف توسعه پرشتاب پهپادها، تسلیحات رباتیک و الگوریتمهای هوش مصنوعی تا مهر ۱۴۰۶ برنامهریزی شده است. ارتش آمریکا نیز تنها دو روز بعد ساختار اختصاصی «فرماندهی سامانههای آینده و خودمختار» را پایهگذاری کرد.
گزارش بازرس کل وزارت جنگ؛ پردهبرداری از بحران ذخایر تسلیحاتی
بر اساس گزارش رسمی بازرس کل وزارت دفاع آمریکا، هزینه عملیات چهارماهه علیه ایران بیش از ۳۳.۴ میلیارد دلار برآورد شده که بخش عمده آن به مصرف تسلیحات گرانقیمت رهگیر اختصاص یافته است. این گزارش بر کمبود راهبردی انبارها و گلوگاههای صنعتی تاکید کرده و هشدار داده است که جبران برخی ظرفیتها سالها به طول خواهد انجامید. همزمان گزارشهای بینالمللی از فرسایش و آسیب گسترده به ناوگان شناسایی-رزمی و توان سایبری ارتش آمریکا در این میدان حکایت دارد.
واشنگتن هرچند با انعقاد قراردادهای سنگین بیش از ۲۰.۷ میلیارد دلاری موشکهای هوابههوا و ۲۴.۴ میلیارد دلاری پدافند دریاپایه به این چالش واکنش نشان داده، اما فرآیند عملیاتی شدن این قراردادها پروژهای چندساله است.
مهندسی معکوس شاهد ۱۳۶ و تولد پهپاد لوکاس در ارتش آمریکا
واکنش نظامی آمریکا تنها به بودجههای کلان محدود نمانده، بلکه به حوزه طراحی وارد شده است. بررسیهای اندیشکدههای نظامی حاکی از آن است که پهپاد جدید آمریکایی موسوم به «لوکاس» با هزینه تخمینی ۳۵ هزار دلار، مستقیماً بر مبنای مهندسی معکوس پهپاد انتحاری ایرانی «شاهد ۱۳۶» ساخته شده و به کار گرفته شده است؛ موضوعی که از سوی فرماندهی نیروی هوافضای سپاه نیز تایید شده است.
این اقتباس فنی نشان میدهد پنتاگون بیش از آنکه یک پرنده بیسرنشین را کپی کند، «منطق رزمی» آن را پذیرفته است:
- هزینه تولید بسیار پایین
- توان تولید انبوه صنعتی
- مصرفپذیری بالا در اشباع پدافند
- تحمیل عدم تقارن هزینه (استفاده از موشکهای پدافندی چند میلیون دلاری علیه پرتابههای چند دههزار دلاری)
به تعبیر نظریهپردازان حوزه نوآوری دفاعی در نشریه «فارن افرز»، جهان وارد عصر «توده دقیق» شده است؛ دورانی که تهاجم ارزانتر از دفاع تمام میشود و هیچ ارتشی توان رهگیری ابدی پهپادهای کمهزینه را با موشکهای چند میلیون دلاری نخواهد داشت.
مسابقه چرخههای یادگیری؛ جهش بالستیک در برابر پدافند لایهای
برخلاف چرخههای بوروکراتیک و چندساله غرب، شواهد میدانی نشاندهنده سرعت انطباق بالای سامانه دفاعی ایران است. ارزیابیهای فنی نشریات بینالمللی نظیر میلیتاری واچ تصریح دارند موشکهای بالستیک ایران در نبردهای اخیر نسبت به گذشته با جهش کیفیت آشکار در دقت، کوتاهی زمان بارگذاری امواج شلیک و نفوذ به لایههای سنگین پدافندی آمریکا همراه بودهاند.
این توانایی اصلاح سریع متکی بر دو فاکتور اصلی است:
۱. عمق راهبردی و جغرافیا: کوههای زاگرس بهعنوان پناهگاههای پایدار در برابر مهمات نفوذگر، بقای پایگاههای پرتاب را تضمین میکنند.
۲. دکترین جنگ نامتقارن: تمرکز بر افزایش سرسامآور هزینه پدافندی حریف بهجای رقابت متقارن در فناوریهای پرهزینه.
مسابقه زمان در تعیین سرنوشت نبردهای آینده
پیشینه مهندسی معکوس در روابط دو کشور سابقهدار است؛ چنانکه مهندسی معکوس پهپاد غنیمتی آرکیو-۱۷۰ توسط ایران در سال ۱۳۹۰ به توسعه خانواده پهپادهای پنهانکار نظیر شاهد ۱۷۱ و شاهد ۱۹۱ انجامید. امروز ارتش آمریکا در چرخهای معکوس بهدنبال پیادهسازی فرمولهای رزمی ایران است.
بر اساس برآوردهای نظامی، پیروز میدان در عصر حاضر نه با حجم ذخایر روز نخست، بلکه با فاکتور «زمان یادگیری سازمانی» تعیین میشود؛ یعنی فاصلهای که از ارزیابی ضعف در میدان تا پیادهسازی اصلاحات و ورود مجدد سلاح جدید به صحنه نبرد طی خواهد شد.